اثولوجياي ارسطو
تعيين تاريخ دقيق اين اثر ارسطويي مجعول بسيار دشوار است. فردريك ديتريسي بدين نتيجه رسيده كه اين اثر متعلق به بعد از فلوطين است (نيمهٴ دوم سدهٴ سوم) و منقولات و اختصارات زيادي از (نهگانهها)ي او در آن آمده، و مقدم بر يامبليخوس است (نيمهٴ اول سدهٴ چهارم)، و در انتساب آن به فرفوريوس، از شاگردان فلوطين، ترديد نكرده است. دوهم ثابت كرد كه انتساب اخير بيمورد است و
اثولوجيا از دورهٴ متأخري است، كه احتمالاً بعد از پروكلوس است. از اين رو ميتوان گفت كه
اثولوجياي ارسطو يك تأليف نوافلاطوني اخير است، متعلق به سدهٴ چهارم، پنجم، يا ششم. با در نظر گرفتن شرايط قبلي، اگر آن را عجالتاً در آخر سدهٴ پنجم قرار دهيم، چندان راه خطا نپيمودهايم.
مسلمانان از طريق مجاري فارسي، و بيش از آن سرياني، با ارسطو آشنا شدند. نخست او را در وهلهٴ اول منطقدان ميشناختند، بعداً با بقيهٴ آثار او آشنايي يافتند، ولي تا حدود زيادي از تشخيص ميان آثار اصلي و منسوب به او عاجز ماندند. اثولوجياي ارسطو به وسيلهٴ كساني چون كندي (نيمهٴ اول سدهٴ نهم) و فارابي (نيمهٴ اول سدهٴ دهم) اصيل دانسته شد، و از آنجا كه براي آن ارزش فراواني قايل شدند، نتايج اشتباهشان بالا گرفت. بدين ترتيب فلسفهٴ اسلامي كاملاً تحت تأثير عرفان نوافلاطوني بود و ديري كشيد تا آيين مشاي خالصتر در عرصه پديدار شود؛ اين بدفهميدنها به وسيلهٴ آنان به يهوديان و مسيحيان انتقال يافت و در همه جا نتايج مشابهي به بار آورد.
متن يوناني مفقود شده است، ولي، از ديباچهٴ ترجمهٴ عربي درمييابيم كه اين ترجمه در حدود 835 به وسيلهٴ يك مسيحي، به نام عبدالمسيح ناعمهٴ حمصي به خواهش المعتصم خليفه (833 - 842) انجام شده است، و اندكي بعد كندي آن را اصلاح كرده. متن عربي (مكشوف در دمشق، در 1516، به وسيلهٴ فرانسيسكوروزئو) توسط يكي از يهوديان قبرسي، موسوم به موسي رُوا بهطور تحتاللفظي به ايتاليايي ترجمه شد، و متن ايتاليايي در 1519 به وسيلهٴ پيترونيكولودي كاستلاني اهل فاينزا به لاتيني درآمد. در 1572 ژاك شاربانتيه تفسيري بر ترجمهٴ كاستلاني را منتشر كرد.
پروبوس
پروبوس1 در اواسط سدهٴ پنجم در انطاكيه برآمد. نسطوري سرياني، شارح ارسطو و فرفوريوس2. او شروحي نوشت بر 1. ايساغوجي؛ 2. باري ارمينياس؛ 3. آنالوطيقاي اول. او رسالهاي نوشت در معرفي اعداد به وسيلهٴ الفباي سرياني.